پژوهشكده تحقيقات اسلامى
22
عاشورا شناسى (فارسى)
علائلى اين حديث را روايت كرده و مىگويد : « عين بقه » كلمهاى است كه در روح طفل طراوت و سبكى ، و ملاحت مىآورد . پيغمبر ( ص ) حسين را با آن بوس شيرين ، و لذيذ مىبوسيد چون جانش گنجينه معانى و حقايق بزرگ بود ، و آنگاه كه مىفرمود : « اللَّهُمَّ احِبَّهُ فَانِّى احِبُّهُ » گويى در حالى كه به حسين اشاره مىكرد به مردم مىفرمود : « انَا هُنا » من اينجا هستم ؛ يعنى مرا پيش حسين بجوييد . سپس مىگويد : فرق حب و عاطفه اين است كه عاطفه كمتر از حب است ، و شرايط محبت در آن ملاحظه نمىشود اما حب وقتى پيدا مىشود كه محبوب برگزيده باشد ، و پيغمبر ( ص ) حسين را به حقيقت دوستى و حب دوست مىداشت ؛ زيرا حسين برگزيدهء او بود ، و خدا حسين را دوست مىداشت زيرا كه شفق آفتاب نبوت بود . « 1 » ابن اثير ، و سبط ابن الجوزى و طبرى نقل كردهاند : وقتى سرهاى شهدا را نزد ابن زياد آوردند با شمشير يا چوب دستى به لبهاى مبارك حسين مىزد ! زيد بن ارقم وقتى ديد دست از اين بى ادبى و ستم بر نمىدارد ، گفت : چوبت را برگير ! به آن كس كه غير از او خدايى نيست ، ديدم لبهاى پيغمبر ( ص ) را بر اين لبها مىبوسيد آنها را سپس گريست . ابن زياد گفت : خدا چشمهايت را بگرياند ، اگر پيرى خرف نبودى گردنت را مىزدم ! زيد بيرون آمد ، و مىگفت : اى گروه عرب بعد از امروز شما مانند غلامان خواهيد بود ؛ حسين پسر فاطمه را كشتيد ، و پسر مرجانه را امير خود نموديد تا نيكان شما را بكشد ، و بدان شما را بندهء خود قرار دهد . « 2 » در « البدء و التاريخ » « 3 » نقل شده كه يزيد امر كرد پردگيان حرم حسينى ، و بانوان آن حضرت را بر در مسجد همانجا كه اسيران را نگاه مىدارند نگاه بدارند تا مردم آنها را ببينند ؛ و سر مبارك حسين ( ع ) را در جلو خود گذارد ، و با چوب يا شمشير به آن روى مطهر مىزد ، و مىگفت :
--> ( 1 ) . سُمُوّ المعنى فى سموّ الذات ، ص 76 و 77 . ( 2 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 21 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 349 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 298 ؛ تاريخ ابى الفدا ، ج 2 ، ص 106 ؛ تذكرة الخواص ، ص 267 . ( 3 ) . ج 6 ، ص 12 .